روز نوشته های x

خرید بک لینک
حياط ديگر نچندان خلوت من سلامته دلم غم صبح جمعه ها، درست قبل از كلاس دايي رو داره. وقتي كه با زور با يه آب به سر و رو زدن، كشون كشون خودمو هرجوري بود ميرسوندم عفيف آباد.درست هوا مثل الان بود ...يك حس دوگانه كه ته فقط با ته دلت احساس ميكردي، نسيم خنكي كه به پوست مينشست و به لايه هاي بالايي پوست بسنده ميكرد و زيره پوستت گر ميگرفت و ته دلت گرماي نامطبوعي نميدونم ولي شايد هنوز از كمبود خواب احساس روز نوشته های x...

ما را در سایت روز نوشته های x دنبال می‌کنید

برچسب: جمعه, نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 12:33

خوابم نميبره

خسته نيستم، چشمام بازه و از وقت خوابم گذشته . بعضي حرفا زدنشون همون لحظه خيلي بي آزار به نظر ميرسه ... ولي با گذر زمان انقدر دردناك ميشه كه عميقا تنت رو از ترس به لرزه ميندازه ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۵ساعت 22:17&nbsp توسط خودم |
روز نوشته های x...

ما را در سایت روز نوشته های x دنبال می‌کنید

برچسب: ذهنم,درمرداب,افكار,جريانه, نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 12:33

صفحه بندی